Warning: mysql_real_escape_string(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1191

Warning: mysql_real_escape_string(): A link to the server could not be established in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1191

Warning: mysql_real_escape_string(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1194

Warning: mysql_real_escape_string(): A link to the server could not be established in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1194

Warning: mysql_real_escape_string(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1197

Warning: mysql_real_escape_string(): A link to the server could not be established in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1197
از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم : قفسه ی کتاب من
نويسنده :  هاروکی موراکامی موضوع : , زمان مطالعه : ۶ ساعت تعداد صفحه: ۱۸۰
امتياز

از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم عنوان کتابی است که برای دومین بار خوندمش، شاید بیشتر برای این که یک بار دیگه این جمله را در ذهن خودم تکرار کنم که «درد اجباری است، رنج کشیدن اختیاری است»، «قضیه را می توان به این صورت مطرح کرد که آدم حین دویدن کم کم به فکر می افتد که: کار عذاب آوری است. دیگر نمی توانم ادامه بدهم. در آن صورت، بخش عذاب آور آن یک واقعیت اجتناب ناپذیر و قطعی است ولی ادامه دادن یا ندادن آن اختیاری است و به خود دونده بستگی دارد که چه تصمیمی بگیرد. مهم ترین وجه ماراتن در همین نکته خلاصه می شود»، البته به نظرم این جمله در کل زندگی آدم در جریان هست و دارای کاربردی اساسی.

نمیشه درباره درون مایه بعضی از کتاب ها چیزی نوشت به خصوص اگر این کتاب یک جورایی شبیه زندگی نامه هم باشه، فقط میشه گاهی همزاد پنداری کرد، افسوس خورد، حسودی کرد، یا در دنیای خیالی مون جامون رو عوض کنیم و کلی چیز دیگه ولی نمیشه به زبان ساده توضیح اش داد، شاید فقط بشه گفت کتابی که نشون میده آدم ها در سن سی و سه سالگی هم می تونند بکشند زیر همه چیز و مسیری هیجان انگیز را شروع کنند ولی آیا عزم و اراده این کار را ما داریم! جواب این سوال چندان ساده نیست، شاید جوابش وجه تمایز اون آدم با ما و حتی بقیه انسان ها باشه، البته به قول خودش، «درک این واقعیت که من باید خودم باشم و نه کسی دیگر، از جمله امتیازات بزرگ برای من محسوب می شود. لطمه ی روحی، تاوانی است که هر شخص باید بابت استقلال خود بپردازد.»

شاید به نظر جالب برسه که یک انسان هم دونده باشه و هر سال در ماراتن شرکت کنه و هم نویسنده باشه و هر سال چند تا کتاب بنویسه، رمز و رازهای زیادی را شاید در این کتاب فاش کرده باشه، برای مثال، «هر روز موقعی از نوشتن دست می کشم که احساس می کنم باز هم توان نوشتن دارم»، یا «آدم باید برای پیش بردن کارهایش ضرباهنگ را حفظ کند»، شاید جدی جدی یکی از مشکلات اساسی ما همین رازی باشه که به سادگی از کنارش عبور می کنیم، ضرب آهنگ، من یکی که هیچ وقت توی کارهام این اصل رو رعایت نمی کنم، طوفانی کارهایی را شروع می کنم و بعد از مدتی خیلی آروم بعضی هاشون در روزمرگی ها گم می شوند، به هر حال توصیه می کنم حتما این کتاب رو بخونید.

ناموجود
قيمت :  4000 تومان
  • اینجا کجاست؟

    من اینجا قصد دارم کتاب هایی رو که خوندم رو با قیمت کمتری به فروش بزارم تا از محل درآمد فروش اون ها بتونم کتاب های جدیدی بخرم و بخونم، بعضی از کتاب ها را هم بیشتر از یکی میخرم البته اگر کتاب خوبی باشه.