Warning: mysql_real_escape_string(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1191

Warning: mysql_real_escape_string(): A link to the server could not be established in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1191

Warning: mysql_real_escape_string(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1194

Warning: mysql_real_escape_string(): A link to the server could not be established in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1194

Warning: mysql_real_escape_string(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1197

Warning: mysql_real_escape_string(): A link to the server could not be established in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1197
پیک جنوب : قفسه ی کتاب من
نويسنده :  آنتوان دوسنت اگزوپری موضوع : زمان مطالعه : ۴ ساعت تعداد صفحه: 140
امتياز

سنت اگزوپری در واقع «ایکاروس» ی است در بند هزار توی زندگی خاکی، فکر و ذهنش رهایی از این زندان است، زندان تن، راه چاره اش پرواز است و وسیله پرواز: هواپیما. آن وقت در پهنه بی کران آسمان و جنگ جویان خطر آفرینش: باد، طوفان، مه، راه گم کردن در دل صحرایی که همه جایش یکسان است، خلبان، راوی داستان هایش هم می شود، داستان هایی که داستان نویستند، حقیقت اند، ما جراهایی هستند که برای خودش و رفقای هم پیشه اش اتفاق افتاده و از آنها جان سالم در برده یا جان باخته اند.

برنیس یک روز درد دل کنان به من گفتی: «زندگی ای را دوست داشته ام که درست درکش نمی کردم، زندگی نه چندان وفادارانه. حتی درست نمی دانم به چه چیزی نیاز داشته ام: عطشی بود اندک و زود گذر … » برنیس روزی به من اعتراف می کردی: «آن چه را حدس می زدم پشت همه چیز پنهان بود. به نظرم می آمد با تلاشی اندک درکش خواهم کرد، بازش خواهم شناخت و سرانجام به دستش خواهم آورد. و در اندیشه ی حضور این دوستی که هرگز نتوانستم به ماهیتش پی ببرم، آشفته حال از این جا می روم…»

اما این آدمی که با ماشین، با مسائل فنی، با پرواز و خطرها و مشکلات آن دست به گریبان است، طبعا نباید اهل اندیشه و سیر و سلوک و کشف و شهود باشد، اما در حقیقت چون اهل این حرف هاست به هوانوردی رو می آورد. زمین برایش قفس تنگی است مانند بدنش، برای اندیشیدن و سیر سلوک نیازی به فضای بی کران دارد، چه جایی بهتر از صحرا و آسمان.

قيمت :  6500 تومان
  • اینجا کجاست؟

    من اینجا قصد دارم کتاب هایی رو که خوندم رو با قیمت کمتری به فروش بزارم تا از محل درآمد فروش اون ها بتونم کتاب های جدیدی بخرم و بخونم، بعضی از کتاب ها را هم بیشتر از یکی میخرم البته اگر کتاب خوبی باشه.