Warning: mysql_real_escape_string(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1191

Warning: mysql_real_escape_string(): A link to the server could not be established in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1191

Warning: mysql_real_escape_string(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1194

Warning: mysql_real_escape_string(): A link to the server could not be established in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1194

Warning: mysql_real_escape_string(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1197

Warning: mysql_real_escape_string(): A link to the server could not be established in /home/ifattahi/domains/abolfazl.me/public_html/books/wp-content/plugins/statpress/statpress.php on line 1197
عشق زیاد هم قیمتی نیست : قفسه ی کتاب من
نويسنده :  بریژیت ژیرو موضوع : , زمان مطالعه : ۲ ساعت تعداد صفحه: ۷۰ صفحه
امتياز

این کتاب رو یکی به یکی هدیه داده بود و من قبل از اینکه به دستش برسه گرفتمش و شروع کردم به خوندش ، یازده داستان زیبا و خوندنی، قلم نویسنده رو خیلی دوست داشتم، نوع نگاهش خیلی برام جالب بود، هر چند موضوع خاصی رو برای نوشتن انتخاب کرده بود، عشق‌های رو به مرگ، این کتاب نوشته بریژیت ژیرو و ترجمه خوب اصغر نوری هست که انتشارات هیرمند اون رو چاپ کرده.

«امروز عصر، باز هم ما خواهیم گفت، باید با شما حرف بزنیم، ما تصمیم گرفته‌ایم، پدرتان و من، تصمیم گرفته‌ایم دیگر نگوییم ما، این یک خبر ساختگی است، یک جور بازی، یک قایم موشک حسابی در دل جنگل، خیلی سرگرم خواهید شد، خودتان می‌بینید، یک طرف بابا را خواهید داشت و طرف دیگر مامان را، دیگر هیچ وقت آنها را با هم نخواهید دید، هر کدام‌شان توی کلبه‌ی خود خواهند بود، نترسید، شبیه قصه بند‌انگشتی نیست، بابا و مامان شما را رها نخواهند کرد، برعکس، سر شما با هم دعوا خواهند کرد، برای نگه داشتن شما با هم دشمن خواهند شد. خودتان می‌بینید، ماجرای بزرگی خواهد شد، بابا و مامان همه کار خواهند کرد که به شما خوش بگذرد، دو تا کریسمس خواهید داشت با دو تا جشن تولد و همین طور دو اتاق و دو تلویزیون. خودتان می‌بینید که چطور بزرگ می‌شوید، یاد می‌گیرید کیف‌تان را خودتان به تنهایی آماده کنید و خوراکی و داروهاتان را فراموش نکنید. ماجراجویان زمان مدرن می‌شوید، همیشه در حال حرکت، با بقچه‌ی کوچکی بر پشت، یاد می‌گیرید تنها سفر کنید، …

 

  • اینجا کجاست؟

    من اینجا قصد دارم کتاب هایی رو که خوندم رو با قیمت کمتری به فروش بزارم تا از محل درآمد فروش اون ها بتونم کتاب های جدیدی بخرم و بخونم، بعضی از کتاب ها را هم بیشتر از یکی میخرم البته اگر کتاب خوبی باشه.